دريا

دريا

مجله سرگرمی و تفریحی و علمی من

به خاطر عشق بی ریای تو

۸ مهر ۱۳۹۲

eshk

به خاطر روی زیبای تو بود
که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند

به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود
ه دست هیچ کس را در هم نفشردم

به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود
که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم

به خاطر دل پاک تو بود
که پاکی باران را درک نکردم

به خاطر عشق بی ریای تو بود
که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم

به خاطر صدای دلنشین تو بود
که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست

و به خاطر خود تو بود
فقط به خاطر تو…

 

غذای تکراری!

۶ مهر ۱۳۹۲

زمستونی سرد خانم کلاغه غذا نداشت تا جوجه هاش را سیر کنه

 اون گوشت بدنش  را با منقارش  می کند وبه جوجه ها می داد تا گرسنه نمونن !

c4m37feujfe32itn0zr[1]

 زمستون داشت تموم  میشد و با اینهمه جوجه ها نجات پیداکرده بودند…

خانم کلاغه افتاد وسط آشیونه!

یکی از جوجه ها با منقارش به مادرش زد و دید حرکت نمی کنه

دیگری گفت:

       آخیش راحت شدیم ! چه خوب شد که مادرمون مرد

راحت شدیم از بس غذای  تکراری خوردیم!!

 

بهترین تمیزکننده کلیه ها

۲۷ شهریور ۱۳۹۲

        با نوشیدن یک لیوان آب جعفری روزمره تمام نمک و دیگر سموم انباشته شده در کلیه شما خارج می‌شود؛ جعفری به عنوان بهترین تمیز کننده کلیه شناخته شده و طبیعی است!
به گزارش نامه به نقل از عصر ایران، سال‌ها یکی پس از دیگری می‌گذرند و کلیه‌ها خون را با دفع نمک، سم و هر گونه شی ناخواسته که وارد بدن ما می‌شود، فیلتر می‌کنند. با گذشت زمان، نمک تجمع می‌یابد و این نیاز به تمیز کردن توسط عملیات نظافتی دارد.

jafari خواندن دنباله‌ی این نوشته »

 

اسم شوهر در زمانهای مختلف …

۲۰ شهریور ۱۳۹۲

زمان آشنایی : مرد رویاهام

0.522998001286738534_Pixfa_Zoj_3 خواندن دنباله‌ی این نوشته »

 

هنوز دو قورت و نیمش باقی مانده

۱۹ شهریور ۱۳۹۲

          می گویند حضرت سلیمان زبان همه جانداران را می دانست ، روزی از خدا خواست تا یک روز تمام مخلوقات خدا را دعوت کند .
از خدا پیغام رسید ، مهمانی خوب است ولی هیچ کس نمی تواند از همه مخلوقات خدا یک وعده پذیرائی کند .
حضرت سلیمان به همه آنها که در فرمانش بودند دستور داد تا برای جمع آوری غذا بکوشند و قرارگذاشت که فلان روز در ساحل دریا وعده مهمانی است .
روزی که مهمانی بود به اندازه یک کوه خوراکی جمع شده بود . در شروع مهمانی یک ماهی بزرگ سرش را از آب بیرون آورد و گفت : خوراک مرا بدهید .

یک گوسفند در دهان ماهی انداختند . ماهی گفت : من سیر نشدم . بعد یک شتر آوردند ولی ماهی سیر نشده بود .
حضرت سلیمان گفت : او یک وعده غذا مهمان است آنقدر به او غذا بدهید تا سیر شود .
کم کم هر چه خوراکی در ساحل بود به ماهی دادند ولی ماهی سیر نشده بود . خدمتکاران از ماهی پرسیدند : مگر یک وعده غذای تو چقدر است ؟‌
ماهی گفت : خوراک من در هر وعده سه قورت است و این چیزهائی که من خورده ام فقط به انداره نیم قورت بود و هنوز دو قورت ونیمش باقی مانده است .
ماجرا را برای سلیمان تعریف کردند و پرسیدند چه کار کنیم هنوز مهمانها نیامده اند و غذاها تمام شده و این ماهی هنوز سیر نشده .
حضرت سلیمان در فکر بود که مورچه پیری به او گفت : ران یک ملخ را به دریا بیاندازید و اسمش را بگذارید آبگوشت و به ماهی بگوئید دو قورت و نیمش را آبگوشت بخورد .
از آن موقع این ضرب المثل بوجود آمده و اگر فردی به قصد خیر خواهی به کسی محبت کند و فرد محبت شونده طمع کند و مانند طلبکار رفتار کند می گویند : عجب آدم طمعکاری است تازه هنوز دو قورت ونیمش هم باقی است .

 

روزهای کودکی

۱۸ شهریور ۱۳۹۲

می خواهم برگردم به روزهای کودکی
آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود …
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود … !

man

 

یقین

۱۷ شهریور ۱۳۹۲

یقین دارم دعای من اثر دارد !
من امشب دست ها را می برم بالا

223

نمی دانم چه می خواهی ؛

ولی امشب…

برای تو ؛ برای رفع غم هایت ؛

برای قلب زیبایت ؛

برای آرزوهایت

تمنا می کنم از یار ؛

و می دانم خدا از آرزوهایت خبر دارد ؛

یقین دارم دعای من اثر دارد !

 

گویند یک روز …

۱۶ شهریور ۱۳۹۲

یک روز یک پسر و دختر جوان دست در دست هم از خیابانی عبور میکردند
جلوی ویترین یک مغازه می ایستند
دختر:وای چه پالتوی زیبایی

g461_ax_294
پسر: عزیزم بیا بریم تو بپوش ببین دوست داری؟
وارد مغازه میشوند دختر پالتو را امتحان میکند و بعد از نیم ساعت میگه که خوشش اومده
پسر: ببخشید قیمت این پالتو چنده؟
فروشنده:۳۶۰ هزار تومان
پسر: باشه میخرمش
دختر:آروم میگه ولی تو اینهمه پول رو از کجا میاری؟
پسر:پس اندازه ۱ساله ام هست نگران نباش
چشمان دختر از شدت خوشحالی برق میزند
دختر:ولی تو خیلی برای جمع آوری این پول زحمت کشیدی میخواستی گیتار مورد علاقه ات رو بخری
پسر جوان رو به دختر بر میگرده و میگه:
مهم نیست عزیزم مهم اینکه با این هدیه تو را خوشحال میکنم برای خرید گیتار میتونم ۱سال دیگه صبر کنم
بعد از خرید پالتو هردو روانه پارک شدن
پسر:عزیزم من رو دوست داری؟
دختر: آره
پسر: چقدر؟
دختر: خیلی
پسر: یعنی به غیر از من هیچکس رو دوست نداری و نداشتی؟
دختر: خوب معلومه نه
یک فالگیر به آنها نزدیک میشود رو به دختر میکند و میگویید بیا فالت رو بگیرم
دست دختر را میگیرد
فالگیر: بختت بلنده دختر زندگی خوبی داری و آینده ای درخشان عاشقی عاشق
چشمان پسر جوان از شدت خوشحالی برق میزند
فالگیر: عاشق یک پسر جوان یک پسر قدبلند با موهای مشکی و چشمان آبی
دختر ناگهان دست و پایش را گم میکند
پسر وا میرود
دختر دستهایش را از دستهای فالگیر بیرون میکشد
چشمان پسر پر از اشک میشود
رو به دختر می ایستدو میگویید :
او را میشناسم همین حالا از او یک پالتو خریدیم
دختر سرش را پایین می اندازد
پسر: تو اون پالتو را نمیخواستی فقط میخواستی او را ببینی
ما هر روز از آن مغازه عبور میکردیم و همیشه تو از آنجا چیزی میخواستی چقدر ساده بودم نفهمیدم چرا با من اینکارو کردی چرا؟
دختر آروم از کنارش عبور کرد او حتی پالتو مورد علاقه اش را با خود نبرد.

 

آرام باش!

۱۵ شهریور ۱۳۹۲

بزرگترین اقیانوس جهان آرام است.

پس آرام باش تا بزرگ شوی.

ocean-blue-300x187

 

عکس‌هایی از چهره زنان دنیا

۱۱ شهریور ۱۳۹۲

 

تصاویری که در ادامه ملاحظه می‌کنید، حاصل پردازش نرم‌افزارهای تصویری بسیاری از چهره زنان ۴۰ ملیت جهان است.

دو روانشناس اسکاتلندی توانسته اند با تحلیل رایانه‌ای چهره معمول زنان این کشورها را استخراج کنند. آن‌طور که به نظر می‌رسد حاصل کار با واقعیت اختلاف چندانی ندارد.

خواندن دنباله‌ی این نوشته »

 

قدرت گرفته از ورد پرس فارسي توسط نت سايت

براي وبلاگ دريا